کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

بالاخره این کتاب کوفتی تموم شد..

زودتر از موردی که به خودم قولش داده بودم تموم شد

تصور اینکه بخوام یه بار دیگه این کتاب رو گوش بدم

​​​​​​منو به جنون می کشونه

از یه طرف واقعا لازم بود گوش بدم این نور آگاهی رو لازم داشتم

از طرف دیگه گوش دادن این کتاب منو اذیت می داد

آخرای کتاب انگار از روی فلانی نوشته بودن..

من همچین آدمی نزدیک خودم داشتم و نتیجه حضورش

چیزی جز تباهی من نبود.

شده با گوش دادن یه کتاب هم زمان گریه کنی؟

روشنایی وقتی میاد دورکردن سیاهی از خودت بدون درد نخواهد بود 🌕


برچسب‌ها: دستکاری روانی
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی ۱۴۰۳ساعت 14:17 توسط لونا 🌙| |

چند روز حس می کنم یهو معدم می سوزه

انگار یکی امپول اسید تزریق می کنه داخلش یهو با

فاصله کم چند بار پشت سر هم سوزش داره این قطع میشه فردا باز همینطور فکر کنم زخم معده گرفتم

می دونستین ناراحتی یا استرس زیاااااد

به اولین جایی که آسیب می زنه معده هست

بعد روی مو، حافظه بلند مدت، عصب های دست و پا

قلب و... ظاهر فقط یه استرسِ

اما باطنا خیلی متفاوت

من از این علائم ها چنتا رو دارم.

با این حال فقط می گم خدایا شکرت شاید حجم سنگین این استرس ها اگه نبود خیلی اتفاق های بدتری برام

می افتاد.

گاهی همین استرس ها تورومجبور می کنه به حرکت کردن


برچسب‌ها: 🌕
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی ۱۴۰۳ساعت 16:46 توسط لونا 🌙| |

مسکن قوییییی من این روزها 😅


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی ۱۴۰۳ساعت 11:39 توسط لونا 🌙| |

دلتنگش نیستم

برعکس شاااادم :) خیلیییییی خیلیییی حس خوبیه

یه جماعت آدم پشت سرت بگن خدارحمتش کن زن خوبی بود..

همسایه خوبی بود..

یه جماعت بهت بگن خدا بیامرزتت

شانسی هم نبود که تو ماه رجب رفت روز تولد..

کاش ماهم پشت سرمون فقط خوبی به جا بمونه

مهربونی ارثی نیست ساختنیه

خودش این محبت روکاشت الان ثمرش برداشت کرد و رفت.

، 🌱 ممنون عزیزم که خصوصی تسلیت گفتی..

خدا به رفتگان شما هم درجه بالاتر بهش عطاکن.


برچسب‌ها: 🌕
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۳ساعت 20:32 توسط لونا 🌙| |

ننه صغری پرواز کرد و رفت

راحت شد از این قفس دنیایی...

این جسم سنگین دنیایی رو گذاشت رو رفت

گفته بودم که عاشق شوهرش بود الان خودش رفت تا روز مرد غافلگیرش کن..

​​​​​​


برچسب‌ها: پرواز کرد
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۳ساعت 15:52 توسط لونا 🌙| |

تاحالا دقت کردی چرا این دنیا همه چیزش رو نظم؟

اندازه دقیق داره؟

مثلا اگه ذره ای دارو از حد که گفته شد بیشتر مصرف کنی مریض میشی

یه خیاط اگه یه ذره پارچه رو کوتاه تر برش بزنه لباس کوتاه میشه

یه آشپز اگه یه ذره نمک رو بیشتر بریزه غذا شور میشه

یه مهندس اگه نقشه ساختمون رو یه ذره کج بکشه ساختمون کلا کج از آب درمیاد

یه گلدون اگه ذره ای بیشتر از حد مجاز بهش کود بدی

گل می پوسه از بین می ره

یه دونده اگه ذره ای کاهلی کنه ممکن مسابقه رو بیاره

یه راننده اگه ذره ای چشمشو ببنده و بخوابه یه راست رفته اون دنیا

یه..یه...

فرقی نداره چه درمورد چه باش

محبت عصلانیت،. خنده، و..

همه چیز نظم داره هرکاری هر رفتاری که این نظم رو بهم بزنه در نهایت اونی که ضرر می کنه خودتی

فصل 12 کتابم تموم شد این فصل های آخری هربیشتر

گوش میدم بهتر متوجه می شم که این صفت ها درون یکی بود اصلا انگار اینارو از فلانی کپی برداشته بودن

تازه می فهمم یه نظم بود من رعایت نکردم و شکستم

اینوحجم بها و محبت برای این آدم زیادی بود ولی من نمی دونستم و نظم رو بهم زدم

بها زیادی باعث شد تیشه بزنم به ریشه خودم

درد ضربه تیشه رو می کشیدم ولی نفهمیدم خودم باعثش

هستم..

الان که نوع حرف ها و نوع درد هام عوض شد

حالمم بهتر شد..


برچسب‌ها: منظم باش
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۳ساعت 23:35 توسط لونا 🌙| |

خیلی با شوهرش رفیق بود ازپارسال که شوهرش فوت کرد

حالش بد شد کم کم آلزایمر گرفت بچه های خودشو نمی شناخت بردنش دکتر با کلی دارو بهتر شد الان اسامی

بچه هایش رو می دونست..

هروقت می رفتم خونه اونا منو با خواهر بزرگترم اشتباه می گرفت میگفت زن الف هستی کو بچهات؟

میگفتم نه من نیست من خواهر س هستم

بعد انگار که یه چیزی یادش بیاد میگفت نوه کربلایی حسینی؟ میگفتم اره باز میگفت هاااا خواهر س هستی

تازه میشناخت..

دیشب حال ننه صغری بد شده سکته کرد

خون بالا میاورد ما نمی دونستیم تا ظهری..

الان دست و پاهش فلج شده گوش هاش هم نمی شنوه بسختی فقط نفس میاد ومیره 😔

نمی دونم چی بگم انگار دلش دیگه بیشتر از این طاقت دوری از شوهرش نداره😔

کیک آماده کرده بودم روش سس شکلاتی درست کردم و ریختم ولی واقعا دیگه حس شادی نیست..

دلم غمگین 😔


برچسب‌ها: بیماری
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۳ساعت 18:45 توسط لونا 🌙| |

کلی نوشتم ثبت موقت زدم

فقط می خوام بگم

بدکردییییییییی..

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی ۱۴۰۳ساعت 14:6 توسط لونا 🌙| |

دیروز کارتم دستم بود ولی یادم نیست چیکارش کردم منم آدمی نیستم هرچی رو هرجا بزارم همیشه بعدش می زاشتم تو کیفم..

صبح بابا اینقدر دیر اومد منم هنوز آماده نشده بود اومده جلو در زود باش چیکار می کنی..😬

چشتون روز بدنبینه نفمیدم چطوری لباس پوشیدم موهامو بالا بستم کیفم دستم چادرم تو بغلم کفشم یکی پوشیده اون یکی تو پا بدو بدو رفتم سوار شدم تازه اونجا چادرمو پوشیدم 😑😑 کارتم نبود خوشبختانه دیروز مقداری طلب داشتم نقدی برام آوردن این تو کیفم بود

برای خودم جایزه دوتا خودکار خریدم 😅

کارتم دادم رمز رو زده میگه اشتباه نگاه می کنم می بینم کارت داداش 😳 این تو کیف من دقیقا چیکار می کنه

ینی اگه پول همراهم نبود چه خاکی به سرم می ریختم 😂

گلها رو دادم به خانم میم

برای بابا یه پیرهن سرمه ای دوجیبه خریدم

بابا همیشه دوجیبه می پوشه

و چنتا خورد ریزه دیگه..

الان کل اتاقمو گشتم توی کیف ها حتی کیف مامان

کارتم نیست.. اینم درست زمانیکه لازمش دارم

منتظرم مامان از سرکار بیاد خونه بپرسم ندیده

انگار غیب شده 😐


برچسب‌ها: روزمرگی
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۳ساعت 14:38 توسط لونا 🌙| |

خانم میم پیام داد هرکه قلم گل داره بیاره

منم گفتم می تونم چنتا قلمه پتوس بیارم

دیروز که نشد گفتم فردا میارم عاغا امروز تا جمع وجور کردم وبه کارهام رسیدم دیر شده قراره با بابا هم برم هنوز تماس نگرفته خبر بده :(

امیدوارم وقتی بدستشون رسید خوب ازشون نگهداری کنن.

دیشب خوابیدم وقتی بیدار شدم صبح بود 😅 بالاخره داره خوابم تنظیم میشه

علتش فقط فقط فقط "فکر های درهم برهم بود"

نور آگاهی به این فکرها بخورن روشنایی که بیاد تیرگی ناراحتی،ترس استرس ها کمرنگ و کمرنگ تر میشه.


برچسب‌ها: 🌕
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۳ساعت 9:14 توسط لونا 🌙| |

امروز می خوام یادتون بدم چطوری چاقو آشپزخونه رو تیز کنید

از این نعلبکی ها هست که از مامان مامان مامان پزرگمون

به تمام ایرانی ها ارث رسیده وتوخونه هم هست

یه دونه از نعلبکی ( چقدر سخته بگم نعلبکی همون نلبکی خودمون 😂) اینا برگردون به پشت کار بعد چاقو رو یه بار به سمت راست یه بار به چپ بکش پشت شیار این نعلبکی!

چند بار تکرار کنی چند درجه تیزتر میشه.

من عادت دارم برش ها نازک باش چاقو کند اعصابم بهم می ریزه ، بابا رفته دوبسته کارد جدید خریده میگه خیلی تیزه ولی خداشاهده من نمی تونم با این یه خیار قاچ کنم

چون دندانه داره منم چپ دستم ولی دندانه ها سمت راست 😐 همون کارد های قدیمی رو بیشتر دوس.:)

سیب هارو شستم وپوست گرفتم نازک برش زدم چون از این هسته گیرهای سیب نداشتیم منم حوصله نداشتم دایره ای برش بزنم بعد وسط هسته رو برش بزنم معمولی برش زدم ینی از وسط نصف کردم هسته رو جداکردم بعدنازک برش زدم گذاشتم تو سینی گزاشتم رو بخاری

بعد یکی دوساعت یه میوه خشک عالی داشتم

رنگش هم اصلا عوض نشده.

خلاصه که تا بخاری هست ازش اتفاده کنید 😅

میوه خشک کنید، سبزی خشک کنید

به رنده کنید آبش بگیرید بعد بریزید تو سینی بزار رو بخاری.

یه ماسک فوری فوتی هم بهتون یاد بدم کیفش رو ببرید

سیب رو پوره کنید یه ربع بزار رو صورتت بعد شستن معجزه شو ببین پوستت می درخشه 🥰🥰

می تونی گلاب هم قاطیش کنی..


برچسب‌ها: ترفندستان
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۳ساعت 14:1 توسط لونا 🌙| |

یه تشکر جانانه، همراه با بغل به خودم 🫂

چقدر خوبه آگاهی

وقتی بیاد خیلی از دل نگرانی های مسخره از بین میره :)


برچسب‌ها: 🌕
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی ۱۴۰۳ساعت 23:3 توسط لونا 🌙| |

حوصلم سررفته بود یهو دلم خواست فال حافظی بگیریم

از این انلاینی ها، ناگفته نماند نت ثانیه ای قطع می شد

وصل می کردم تا بنویسم فال ح وباز قطع می شد

وبلاخره موفق گشتم..

اول فاتحه ای به روح حافظ فرستادمی اورابه شاخه نباتش قسم دادهی و چشمان خود رابستمی ووانگاه

تعبیر را نگاه نمودم..

یه عزیز گمشده درراه داری و...

من قاطی کنان حواست کجاست حافظ جان؟ گمگشتم کوجا بوده آخه..

دوباره نیت نمودم چشمان خود را بستمی و انگشت مبارک صفحه گوشی را لمس نمود چشمم باز کرده زده خرید خانه 😂😂😂​​​​​ دستم خورده بود رو تبلیغاتی

دوباره و با ذوق چشمان خود را باز کردم تعبیر

معشوقه ای داری که از دوری او رنج می بری 😂😂و..

حافظ جان خدارحمتت کنه روز جمعه ولی فکر کنم شب جمعه ای زیادی می بهشتی نوشیدی رد دادی 😂


برچسب‌ها: خندوانه
نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی ۱۴۰۳ساعت 13:24 توسط لونا 🌙| |

خب یه مبحث جذاب و پر مغز دیگه

اینقدر خوبه که خودتم با دیدنش کف می کنی 😍

رمزثابت هست دوستانم


برچسب‌ها: حرفای خاص
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی ۱۴۰۳ساعت 10:37 توسط لونا 🌙| |

الان فصل 6 کتابم کلا 13 تا فصل داره

فردا هم میشه20 باید تا اخر این ماه حتما تمومش کنم

توصیه می کنم کتاب صوتی رو زمانی بخرید که فقط برای

شعریا داستان باش وگرنه اصلا به درد نمی خوره.

من عادت داشتم جاهای مهم کتاب رو با رنگ های مخلف نشون می کردم اخه کتاب هایی که دوس دارم امکان خوندن مجددش خیلی زیاده.

حالا این صوتیه شیش دونگ حواسم به این اصلاح ها چیه تند می خونه گاهی متوجه نمیشی و..

وسط کتاب از این آهنگ هایی استفاده کردن که ترسناک بدتر استرس گرفتم 😐

ولی خب کاریه که شده فعلا مجبورم باهاش کنار بیام تا بعد.


برچسب‌ها: دستکاری روانی
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 21:56 توسط لونا 🌙| |

امروز یه پست با موضوع حرف های خاص

امااا

باطعم بستنی سبز داریم 😋

دوستان رمز ثایت هست


برچسب‌ها: حرف های خاص
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 11:19 توسط لونا 🌙| |

اگه بگن بین اینکه خانواده ات وبلاگت رو پیدا کنه

یا

دفتری که ناگفته هایت درونش می نویسی کدوم بدتره؟

باید بگم که دفترم 😐


برچسب‌ها: عجیبانه
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی ۱۴۰۳ساعت 21:56 توسط لونا 🌙| |

چالش بلاگفا♦️

۱. منبع چالش حتما توی پست خودتون و همه دوستانی که شرکت میکنن گفته بشه.اینو تو پستتون بنویسید.

۲. دوستانی که شرکت میکنن زیر پست چالش تو وب برگزار کننده بگن که شرکت کردن🌷😁🙏🏻

۳. چهارنفر قانونمونه؛ دعوت بیشتر و کمتر از چهار نفر نشه :)

۴. حتما قوانینی که گفتم داخل پستتون ذکر بشه تا دیگرانم رعایت کنند.

۵. اگر کسی مایل به شرکت نبود جایگزین کنید!

​​​​​​سوالات ادامه نوشته:


برچسب‌ها: چالش
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی ۱۴۰۳ساعت 18:55 توسط لونا 🌙| |

میگن به مو می رسه ولی پاره نمیشه

ولی من میگم به مو می رسه

اتفاقا پاره هم میشه

اتفاقا گاهی ناامیدی به بالاترین میزان خودش می رسه

اما بعد از این اتفاق ها

بعد از گریه کردن ها

تو دیگه مثل سابق نیستی

یعنی باید پاره می شد تا تو یه درجه بیای بالا

پس اگه به مو رسبد و پاره شد

خودتو اذیت نکن بدون بعدش

یه درجه رشد 🌱


برچسب‌ها: امیدانه 🌱
نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی ۱۴۰۳ساعت 10:55 توسط لونا 🌙| |

کاش می شد وقتی می دیدی یکی اینجوری

عصبانی هست

بهم ریخته

نیاز نداره که بیایی بیشتر اذیتش کنی، چرا هنوز فلان کارت مونده و انجام نشده

فقط نیاز داره کنارش بشینی بپرسی

چرا حالت اینجوری شده؟


برچسب‌ها: والدین قاتل
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی ۱۴۰۳ساعت 19:6 توسط لونا 🌙| |

نمیدونم چه خوابی می دیدم ولی چند دقیقه بعد از بیدار

شدنم زدم زیر گریه..

فصل پنجم کتابم هروقت گوش می دم بعد بلا استثنا

حالم این جوری میشه خوابم بهم می رزه

یه اشتباه دیگه ام این بود کتاب رو صوتی خریدم

کتاب صوتی به نظر من بیشتر بدرد داستان، رمان می خوره

نه کتاب مفهمومی..


برچسب‌ها: دستکاری روانی
نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی ۱۴۰۳ساعت 12:57 توسط لونا 🌙| |

اونایی که تو خونه گلدون دارن

همونایی اند که هنوز زنده اند🫠

گلدونا رو وقتی آب می دم براشون آهنگ می خونم

خوشکل زیاد پیدا میشه تو دنیا

اما یکیش خوشکل من نمیشه

لاله رو می گن نوبر بهاره

برای من تولاله ای همیشه

مثل تو پیدا نمیشه دلبری

بایک نگاه از همه دل می بری

من نمی گم تموم عالم میگن

از همه خوشکلا تو خوشکل تری

فکر کنم گلدونا هم از این اهنگ خوششون اومده چون چند روز بعد می بینم برگ جدید درآوردن هروقت اینا درست شد عکس می گیرم می زارم اینجا

البته بخاطر جذبه صدای منه ها😂


برچسب‌ها: برگ گلی
ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 19:11 توسط لونا 🌙| |

ایشون آنلاین شد و پاسخ داد از کجا بخرم

گفتم که لیتری 134ت

حالا من حساب و کتاب می کردم چند لیتر بخرم با هزینه ارسال بازم زیاد میشه

یه بنده خدای دیگه هم این مدل محصولات تولید می کن

دوست داداشم

خداشاهد یه ساعت سعی در راضی کردن جناب ایشان داشتم که به دوستش زنگ بزنه میاد گردو هارو ببره ازش بپرس اونا از کجا می خرن واگه میشه من چند لیتر از اینا بخرم

مگه گوش می داد 😐 اینم از شانس ماس😂

از داداش که بخاری بلند نمیشه باید خودم دس به کار شم

به پسر عموم بگم تماس بگیره بپرس

اه روان کننده جان کجایی 😂

تو چه می دانی که برای به دست آوردن تو چه سختی هایی که نکشیدم😂

جدا از شوخی باید درست و حسابی بگردم یه جایی نزدیک ترپیدا کنم از کرج تا اینا هزینه ارسالش خیلی زیاد میشه نمی صرفه..


برچسب‌ها: یه روزی میشه
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 18:52 توسط لونا 🌙| |

از این ترکیب ها که برای رشد مو هست درست کردم

جلو آینه نشستم بافت موهامو باز کردم که بزنم به موهام

چشمم افتاد به تارهای سفید موهام


برچسب‌ها: حواسمون پرت شد
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه پانزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 13:18 توسط لونا 🌙| |

شما اول تصویر هارو ببنید 😬

مثلا اومدن آموزش بافت اینا به بچه ها یاد بدن😂

چیزی که یاد دادن 😂

هرچی میگم بابا باید سوزن از رو کار کنی

میگه نه تو بلد نیستی معلممون اینطوری یادمون داده 😐

بچه های الانم حریف زبونشون نمیشی

کاموا رو جدا کردم که براش درست کنم کلی گریه کرد بعد دوباره همونجوری که معلمشون یادشون داده شروع کرد

سوال اینجاست آموزش پرورش این معلم هارو از کجا میاره؟؟

** بلاگفها باز هنگ کرده و عکس نمیشه گزاشت

لینک مستقیم می زارم پایین


برچسب‌ها: آموزش پرورش
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی ۱۴۰۳ساعت 10:30 توسط لونا 🌙| |

چقدررررر امشب نیاز داشتم

کسی بود که فقط گوش می داد

دلم گرفته بود خیلی خیلی خیلی زیاااد

تا اینکه گفت

من بخشیدم تمااااام

دیگه حرف گذشته رو نزن

دیگه کج سلیقگی نکن و برنگرد اخه این بود این شد

تمااام

چقدر نیاز به این جمله داشتم

** رمز به دوستان داده می شود


برچسب‌ها: حرف های خاص
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه چهاردهم دی ۱۴۰۳ساعت 6:4 توسط لونا 🌙| |

چه شبی هس امشب

بغض راه گلوم رو سد کرده..

​​​​​​دنياي قشنگ کودکي گولم زد
بي تجربگي و کوچکي گولم زد

آن قصه ي ناب و آرامش بخش
آن لالايي کودکانه ، آه گولم زد

آن لحن و صداي قصه گوي عاشق
روياي پر از ستاره ام گولم زد

من حيثيت بهشت بودم اما
يک بستني عروسکي گولم زد


برچسب‌ها: شعر
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 19:41 توسط لونا 🌙| |

اول بارون اومد الان زمین خیس بااااااد شدید شروع به وزیدن کرده...

میای تو حیاط می بینی نصف شکوفه های درخت ها ریخته +کل برگ های درخت ها + یه وجب خاک رو کل حیاط درو پنجره

وهمچنان پرقدرت داره ادامه میده..

دلم برای شکوفه های درخت سوخت 😔 میگم اینا چه گناهی داشته هنوز باز هم نشدن که باد سرشون رو برید..


برچسب‌ها: روزمرگی
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی ۱۴۰۳ساعت 14:40 توسط لونا 🌙| |

رسیدم فصل چهارم کتاب

با هر آگاهی که بهم میده انگار یه جون از جونم کم میشه

برای من خیلی درد آوره ‌خیلی خیلی خیلی خیلییییییی😔

خیلی وحشت ناک وجود همچین ادم هایی نزدیکمون

وشاید همچین آدم هایی به ما آسیب زده باشن

شما ها هم شده سرتون کلاه بره؟

فضای مجازی پر شده اگه فلان کار رو کنی فلان میشه

انواع دوره های اموزشی

انواع محصولات قلابی

انواع راهکار های گیاهی و دارویی

دوره اموزشی میخری بعد می بینی طرف هیچی حالیش نیس.. یا همین اموزش که گفت همیشگیه ولی نیست

پشتیبانی نداره

محصولات بهداشتی می خری بی کیفیت با اسم فلان برند

انواع داروهای گیاهی چاقی و لاغری و...

تا حالا براتون سوال شده که چرا این کلاه برداره ولی ادما جذبش شدن؟؟

از چه ترفند هایی برای جذب ادما استفاده می کنن؟

یکی از چیزهایی که زیاد شده کلاهبرداری

این کتاب خیلیییی کمکت می کنه ادم هارو بشناسی

که از آسیب رسیدن به خودت جلو گیری کنی.

اسم کتاب روانشاسی تاریک هست.

حتما حتما حتما بخونید.


برچسب‌ها: دستکاری روانی
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی ۱۴۰۳ساعت 20:36 توسط لونا 🌙| |

مفصل اند زمستان ها
و برف نسخه خوبی نیست
برای سرفه گلدان ها
گلی نمانده خودت گُل باش
تو را بکار و شکوفا شو
تو را بچین و تو را بو کن

​​​​​​من همنجوریش هم کم اشتهام و الان شده روزی یه وعده

تا این کتاب تموم بش منم چند کیلو کاهش وزن خواهم داشت 😐 می خواد منو آگاه کن ولی از درون بیشتر منو متلاشی می کنه ولی لازم...

بعد از این درد تولدتم رو جشن می گیرم 😍

چقدر قشنگ این اهنگ 🫠🫠


برچسب‌ها: دستکاری روانی
نوشته شده در دوشنبه دهم دی ۱۴۰۳ساعت 14:18 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» همین قدری که انرژی بذاری نتیجه دریافت می کنی...
» گناه داریم ما
» این پست کاملا کنایه می باشد 😂
» اه می کشید سکوت نکنید
» از خودم خجالت کشیدم...
» پادکست رود
» خواب عجیبی که دیدم
» بابایی
» خوابالو شدم
» عطر ماه رمضون

 Design By : Pichak