کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
امروز ساعت 6 دوش روگرفتم مثلا خواستم از همون اول صبح روز خوبی رو بشروعم سه چهارتا طبق برنامه ✅ خورد چون ناشنا دارو می خورم و ممنوعیت دارم در لبنیات هوس سیب زمینی سرخ شده کردم چشمتون روز بد نبینه همین الان سوخته سیب زمینی هارو کردم تو کیسه انداختم دور یه پیاز نگون بخت هم قربانی این سوختگی گشت درو پنجره هارو باز کردم کل خونه خوشبو کننده زدم نامصب بوش نمی ره خودم از بو خوشبو کننده سردرد شدم ولی بوی این نرفت گند زدم اول صبحی 😒 تازه امروز یادم افتاد چقدر خوب تونستم ممنوعیت لبنیات و شکر رو حفظ کنم از ماه رمضون شروع کرده بودم می خواستم امروز به خودم افرین بگم که گند زدم تو همه چی 🫣
برچسبها: روزمرگی نوشته شده در سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۴ساعت
8:27 توسط لونا 🌙| |
| Design By : Pichak |
