کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
خواهرم شب رسید :) بچه ها که طی مسیر خوبیده بودن الان شارژ بودن بعد ازباهم رفتیم حیاط و قدم زدم دوتا ویس هم گرفتم :) خواهر که خسته بود خوابید اما مگه کوچولو می خوابید.. تازه میگفتدخاله برام آهنگ بذار 😂 دوتایی نشستم کتار هم عکس های قدیمی کوچولو رو بش نشون دادم چقدررر ذوق می کرد عکس های خودشو می دید.. بعدش گفتم بیا تو حیاط دوتایی بخوابیم.. دوتایی کنارهم. کوچولو که اولین بار بود تو حیاط می خوابید با ذوق ستاره هارو می دید.. بعد من عادت دارم گاهی دستم بذارم زیرسرم دیدم کوچولو هم دقیقا همینجوری گذاشت🫠 اینجاس میگن رفتارها و عادت ها از نسل قبل به ارث میرسه اثبات شد بابایی این رفتار رو داره، منم دارم، کوچولو هم داره... وقتی آرووم می زدم تو کمرش تا خواب بره به خودم میگفتم ممکن عشق جز همین لحظه باشه؟ همین نیم ساعتی که کوچولو پیشم بود تا خوابید روحم تاره شد... بعد که خواب رفت بغلش کردم بروم پیش مامانش... دلم خواست ثانیه به ثانیه این نیم ساعت ضبط بشه که شد.. درمغزو قلبم ثبت شد... این پست شد یکی از شبانه ندشت های شیرین 🍭 هر ثانیه با یه طعم متفاوت
برچسبها: شبانه نوشت
| Design By : Pichak |
