کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
چند روز پیش اومدم حیاط دیدم یه پروانه نزدیک نهال هامون نشسته رفتم جلوتر دیدم بالش شکسته😔 دستم بردم جلوش اومد رو دستم نشست با ترحم گفتم اخی طفلی بالش شکسته حتما میمره.. نمی دونستم چیکارش کنم می خواستم ببرم داخل خونه تا حداقل آخرین لحظه ها طعمه گنجیشک ها نشه.. همون حین من نزدیک درخت بودم دیدم پرواز کرد حدودا یه متر.. دوبار گرفتم رو دستم بذارم رو شاخه درخت مامان صدام کرد رفتم داخل خوته تا برگردم نبود روی شاخه.. گفتم طفلی گنجیشک ها خوردنش... تا دیروز... دوباره اومده بود روی درختمون باهمون بال شکسته.. حتی حالش بهترشده بود و آزادانه تر پرواز می کرد اینجا به خودم گفتم اومد هرگز نمیمیره.. وترحم بیجاست. و چقدر قشنگه خدا حواسش به پروانه بود و به من ثابت کرد نیاز نیس دلسوز چیزی باشی که من آفریدم.. از این مدل پروانه زیاد میاد حیاطمون خیلی خیلی این مدل پروانه رو دوس دارم یادآوری کودکی منه.. زمانی که با این پروانه ها بازی می کردیم شااااد بودیم و دنبال پروانه ها می دویدیم.
برچسبها: عکسهایم
| Design By : Pichak |
