کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

من با این حجم شیرین زبونی چیکار کنم اخه 😍

با اومدن بتمنی، صحبت بین منو داداش بیشتر شد

مثلا وقتی بغلش بود میگفتم بذار بیاد بغلم، بهش میوه بده و..

خودمونم حواسمون نبود که داریم باهم حرف می زنیم 😂

امروز رفتم اتاقش گفتم می خوام یکی دو تا وسیله بخرم

با کارتت برام بخر، عصر که میری سرکار، کارتم ببر مبلغ رو بزن حساب خودت

از اونجا که من همش یادم می ره یه سیمکارت جدید بخرم

کارتم رمز پوپا نداره.

سیمکارت قبلی روبا دختر خاله ام عوض کردیم، الان پیامک ها واریزی و.. میره برای اون 😂

سیمکارت من به اسم شوهر دختر خالمه، برای من پیام تبریک تولد میم میاد 😂

سیم کارت قبل تری هم همینجوری دادم به یکی دیگه از دختر خاله ها.

اینجوری شده که الان سیمکارت به اسم خودم نیس

همراه بانک هم نمی تونم بنصبم..

خلاصه که بتمنی همشه قدمش خیر بوده و هست

ان شاءالله.

اینبار هم اومد بین ما آشتی ایجاد کرد بدون اینکه خودش بدونه چکار بزرگی کرده..

(شیرین زبونی بتمنی مار رو از تو سوراخ می کشه بیرون آشتی دادن ما که هیچه 😉)

البته من هنوز یکم باهاش سر سنگینم ولی مثل چند روز پیش نیستم.

یکی دوروز پیش آهنگ دیگه دوست ندارم نه نه ندارم

گذاشته بودم درحالی که داشتم لباسش اتو می زدم

چیزی که گوش می دادم، با کاری که انجام می دادم یکی نبود دو دنیای متفاوت. 😒


برچسب‌ها: بتمنی
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم دی ۱۴۰۴ساعت 21:11 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» جای خوبی بشه
» یهویی یاد یه وبلاگ نویس افتادم
» اگه دلتون می خواد حال دلتون خوب بشه
» لال تا ابد
» آیا باور کنیم؟
» اینقدر مهربونم که
» مامان جیق نزن فقط باید بدودی
» قطعی برق
» حرف حساب
» فکر کنم من فراتر از حد تصور بقیه حساسم!

 Design By : Pichak