کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
یه مدت عادت کردم صبح آب و لیمو بخورم گاهی عسل هم می ریزم گاهی نه مهم اینکه مزه ترش بودنش حس کنم 😋 فقط هم لیمو تازه، قربونش برم من از وسط بهشت اومده اینقدر می دوستمش که یه دونه لیمو کاشتم برا خودم امسال فقط یه دونه داده 😂 شربتمو خوردم، موهامو گوجه ای بستم، ماسک صورتمم زدم... یه جایی از کارم گیر کرده نبود و نمیدونستم مشکل از کجاس.. می خواستم زنگ بزنم استادم بپرسم حالامکالمه من قبل از تماس: بذار ساعتو ببینم نکنه بچه خواب باش چی باید بگم؟! اگه یک دقیقه شد و برنداشت قطع کنم و.. ( بارها گفته اگه تماس گرفتین برنداشتم دوباره بزنگین نیم ساعت بعد بزنگین اینقدر زنگ بزنین تا بردارم تورو خدا دخترا قهر نکنین اگه برنداشتم شاید حمومی جای بودم 😂) تماس گرفتم همون ثانیه اول برداشت، گفت کجایی هستی؟ چه مارکی خریدی؟ من یه لحظه صبر کن تا ببینم مارکشو 😂 کلی توضیح داد چیکار کنم بعد هم گفت نتیجه نگرفتی دوباره بزنگ، اوکی هم شد بزنگ خبرشو بده.. چشم رو گفتم و خداحافظی کردم 🤭 اقای ح ❎ ماه گلی ✅ چقدر خوبه این بچه تنها مُدرسی هس که دیدم اینقدر براش مهم بچه هاش حتما نتیجه بگیرن. * یه سری آهنگ هایی که حال منو بد می کنه مُرور، حامیم بارون اومد، طلیسچی غم تقدیرم قطار ، بهرام توهمه ی من بودی، نیواد فعلا این چهارتا حذف نکردم ولی انداختم یه گوشه که دیگه گوش نکنم خیلی بار منفی داره برای من نفسمو بند میاره گوش ندادن جزو اقدامات حال خوب کن خودم بید تا چاووشی جان هست باید زندگی کرد 🙂
برچسبها: روزمرگی
| Design By : Pichak |
