کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
نمی دونم چطوری شروع کنم بذار از خاطره کلاس اولم بگم کلاس اول دبستان با مانتوی آبی رنگ و کیف سبز ردیف اول سمت چپ می نشستم حتی یادمه فلانی معلم کلاس اولم چی بود.. می دونی چرا با جزئیات یادمه؟ چون توی دیکته کلمه می کنند رو اشتباه نوشته بودم ینی معلم درست تلفظ نکرد من متوجه نشدم دوتا ن داره قشنگ یادمه باصدای بلند فریاد زد می کنند بعد با خودکار قرمز صفحه بعدی دفتر دیکته ام نوشت می کنند - گفت بنویس یه صفحه بنویس تا یاد بگیری، من با بغض یه صفحه نوشتم و دیگه هیچ وقت یادم نرفت می کنند دوتا ن داره داد و فریاد خانم معلم مون هم یادم نرفت.. چون اینجا همه به نوشتن علاقه داریم پیش میاد درد و دل کنیم یا از مشکلاتمون با خانواده، یا شوهر بچه، محیط کاربا همکار و... بنوسیم. گاهی با خودت فکر می کنی خصوصی بنویسم رمز به کسی یا تعداد اندکی بدم یا کلا یه جای دیگه بنویسم توی دفترم بنویسم مسئله این که نوشتنش کلا اشتباهه نوشتن قدرت داره وقتی مشکلی داری که حتی با نوشتنش درد می کشی نباید بنویسی تو بدون اینکه بدونی داری به اون مشکل قدرت میدی زمانی اجازه داری بنویسی که بیای بگی من این مشکل رو داشتم و حل شد. اصلا شیوه نوشتی که باعث کشف راه حل میشه با این نوشتن فرق داره. من وقتی متوجه این موضوع شدم اومدم وبلاگم حتی برخی پست های ثبت موقت حذف کردم جای دیگه ای نوشته بودم حذف کردم دفترچه یادداشت گوشیم پاکسازی کردم حتی رفتم سراغ کتاب ها دفترچه ها، گاهی صفحه های اول کتابم چیزی هایی می نوشتم همه رو پاره کردم ریز ریزکردم دادم واسه بازیافت حتی یکی دودس لباس که خاطره خوبی نداشتم جلو چشمم جمع کردم. یکی از ترس های همیشگی من اینکه برای خانوادم اتفاقی بیفته... چند روزبود پیله کردم به مامان و بابا که جدشون چطوری فوت شده؟ باورت نمیشه اما تقریبا همه شون با سکته فوت شدن والان پدر ومادر من بیماری قلبی دارن ( هر دو عمل شدن) واضح سکته توی خانوده ما تبدیل شده به کارما من اومدم مواظبت کنم با تمرین روی ذهنیت خودم، غذاهای کم چرب تر و کارما سوزی، مبلغی درتوانم بود کمک کرد به بچه های نیازمند واسه کارما سوزی لازمه، سرعت کار رو بالا می بره و کمال تعجب چند اتفاق ریز و درشت دیدم اولین اتفاق این بود سنگ کلیه مامان دفع شده توی سونو فقط یه کیست مشخص که بادارو رفع میشه اگه نشد عمل سروپایی میشه دومین اتفاق. بابا وقت وضو شیر آب باز می ذاشت قبلا تذکر می دام خب زیاد هم مورد تمسخر قرار گرفتم اما چند روز پیش بابا میگفت باید شیر آب روشویی عوض کنم یه مدل کم مصرف تر بخرم منو میگی کُپ کرده بودم😂 چون بارها من این مشکل رو اینجا نوشته بودم نوشته بودم بابا وقت وضو صرفه جویی نمی کنه حتی از سنگ کلیه مامان نوشته بودم بعد از پاکسازی عجیب و غریب حل شد 🙂 دیگه اینجا واقعا به این باور رسیدم غر زدن و نوشتن مشکلات اشتباه ترین کار ممکن.. وواقعا نوشتن فرکانس بالایی داره ومی تونه جذب کنه خلاصه که سعی کنید خوددار باشید خیلی چیزها ننویسین حتی به زبون نیارید مشکل رو فقط باید پیش متخصص بازکرد ودیگر هیچ مثلا مامان من سنگ کلیه داشت فقط باید به دکتر مراجعه می کرد گفتن دردش پیش کس دیگه هیچ معنایی نداره اگه دقت کرده باشن خود منم نمی نویسم یا درصورتی می نویسم که اصمینان داشته باشم ویرایش میشه بعدا از نتیجه می نویسم. تازگیا خیلی رعایت می کنم و حس مثبت تری دارم خیلی حرف زدم 😂 خلاصه که این لطف در حق خودتون انجام بدین سعی کنید هرچیزی ننویسن وقدرت بیهوده به مشکلاتتون ندین.
برچسبها: پست مهم
| Design By : Pichak |
