کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
بابایی رفته دکتر چشم، ارجاع دادن بیمارستان دیگه امروز رفتن بیمارستان دیگه یه لحظه حس کردم بند دلم پاره شد تصور اینکه یه تار مو از سرش کم بشه منو روانی می کنه... تا بابا بره و برگرده من نصف جون شدم.. خدایا لطفا لطفا لطفااااا منو با خانوادم امتحان نکن. باووووشه؟
برچسبها: روزمرگی نوشته شده در جمعه چهارم مهر ۱۴۰۴ساعت
19:40 توسط لونا 🌙| |
| Design By : Pichak |
