کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

خواستم بنویسم چرا وداستان چیه

واقعا نتونستم 😔

فقط می تونم بگم درد چشم بابا ناگهانی نبود

بابا چند روز قبل یه نفر رو قضاوت کرد

من هی گفتم بابا مطمئنی؟ دیدی اینی که میگی؟

گفت آرع

الان مشخص شد اشتباه قضاوت کرده..

اینقدر شوکه شدم که تنم داره می لرزه..

دارم از حجالت آب میشم، نمی دونم چطوری باید به اون بنده خدا بگیم..

اینجاست که میگن

هفتاد سال عبادت یه شب به باد می ره..

ممکن هر نفر یه جور امتحان بشه

منم امتحان شدم روفوزه هم شدم ( راستش رو بگم)

این امتحان برای همه همه همه آدما رخ میده

با این تفاوت که هر کسی با یه چیزی..

چند بار نوشتم و پاک کردم دوس نداشتم اینجا بنویسم

دلایل خودمو داشتم ولی بعد راضی شدم

خواستم موقت باشه اما گفتم نه بذار برچسب پست مهم

بزنم. بمونه یادم بمونه

مرز بین حق و باطل مثل تارمو نازک و برنده اس...

حساب کتاب خدا خیلییی دقیق خیلی بش که فکر می کنی هم می ترسی ، هم امیدوار میشی

هم خجالت میکشی از خودت و رفتارت..


برچسب‌ها: پست مهم
نوشته شده در جمعه چهارم مهر ۱۴۰۴ساعت 21:28 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» همین قدری که انرژی بذاری نتیجه دریافت می کنی...
» گناه داریم ما
» این پست کاملا کنایه می باشد 😂
» اه می کشید سکوت نکنید
» از خودم خجالت کشیدم...
» پادکست رود
» خواب عجیبی که دیدم
» بابایی
» خوابالو شدم
» عطر ماه رمضون

 Design By : Pichak