کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

صبح با بتمنی رفتیم سوپری سرکوچه ستاره با پدر بزرگش

دیدم...

برگشتنه ستاره بامن اومد خونمون با بتمنی بازی کنه

از همون اول دست همو 🤝گرفتن قدم زنان رفتن 😂

اومدن با هم نشتن چیپس خوردن بعد رفتن بازی کنن

یه دفعه بتمنی رفت جلو بغلش کرد و بوسیدش🙈😅😂

منو مامان و خواهر مونده بودیم چه واکنشی نشون بدیم..

اونجا بود دیگه به ذات امیر ها ایمان آوردم 😂

نیم ساعت بعد بغلم بود برام تو خوشکل منی می خوند😍

تو خوشکل منی

بد بد جون منی..

دودقیقه بعد موج عوض می کنه می ره رو موج مذهبی

آمدم بر در درگه ات بهر گدایی یا فاطمه..

وقتی بچه رو هم روضه می بری

هم اهنگ براش می ذاری

اینجوری میشه...

ینی دارم از ثانیه به ثانیه بودنشون لذت می برم و کیف

می کنم...


برچسب‌ها: روزمرگی
نوشته شده در پنجشنبه ششم آذر ۱۴۰۴ساعت 13:49 توسط 👻| |


آخرين مطالب
» مینی دزد
» وقتی یه چیزیو به داداش می سپاری
» وقتی که ذوقشو داره :)
» اخه آدم چقدر کنجکاو
» بد بد جون منی
» توی بدترین ورژنم اومدی
» دیگه به خوشمزگی اون ماست نیومد...
» برای آخرین نفس بخون ترانه ای
» پول عمل بابا جور شد :)
» وقتی بلا نازل می شود

 Design By : Pichak