کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
خسته بودم اومدم سرجام، مامان فکر کرده خوابیدم اما داشتم با گوشیم ور می رفتم داداش از سرکار اومده میگه : سمبوسه درست کردین دیگه! مامان نه!!! داداش، ولی من پیامش دادم درست کنه که.. مامانم گفت طفلی هم خسته بود هم حالش خوش نیس رفت خوابید منم زیر پتو بزور جلو خندمو می گرفتم 😂😂 شیطان رجیمی شدم ( تنها فرد توی خونه که همیشه گوشیش روی سایلنته و هیچ وقت پیام هارو نگاه نمی کنه من می باشم 😂) لازم بگم گاهی میخوام از داداش کار بکشم همین کارو می کنم.. حوصله به صبحونه حاضر کردن ندارن منم بیدارم باشم خودمو می زنم به خواب بلکه خودش بره یه نیمرو بپزه😬 به سلامتی خانما هم به عنوان مدیر خونه انتخاب شدن اونوقت پس ماخواهر چی هستیم؟!! هویجیم این وسط 😬
برچسبها: روزمرگی
| Design By : Pichak |
