کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

گروه ادمینی مون 12 نفر هستیم.

قرار بود فردا شب شیفت من باشه

یکی بچه ها آنفولانزا گرفته

نوبت ها جابه جا شد

من شدم امشب 🤦

چه زود صمیمی شدیم

صدای همو شنیدیم

گپ زدیم :)

اون خانم دادور بنده خدا که فکر می کردم بد اخلاق باشه

چه خانوم گُلیه😍

چه صدای نازی

چه خنده نازی داره

اگه ادامه دار بشه میشه جزو یکی دیگه از شد ​​​​​​های

زندگیم :)

تجربه باحالی داره میشه.

تازه بعد بسته شدن کانال بساط غیبت کنون باز میشه 😂.

فقط یه دسته سبزی کم داریم 🤭


برچسب‌ها: روزمرگی
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۴ساعت 15:57 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» همین قدری که انرژی بذاری نتیجه دریافت می کنی...
» گناه داریم ما
» این پست کاملا کنایه می باشد 😂
» اه می کشید سکوت نکنید
» از خودم خجالت کشیدم...
» پادکست رود
» خواب عجیبی که دیدم
» بابایی
» خوابالو شدم
» عطر ماه رمضون

 Design By : Pichak