کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

از اونجایی که کلا کم اشتهام

تو اتاق پتو می کشم روی خودم مامان صدا می زنه شام نمی خوای؟

من نه

دو دقیقه بعد باش بیا این تیکه نون سنگک بخور

می گیرم می برم زیر پتو می خورم

چند دقیقه بعد دوباره.😂

مامان میگه یه بار یکی رفت خونه دوستش مهمونی

بش گفتن مگه غذا نمی خوای؟

گفت نه فقط اون دسته خرما بذار زیر پتو

الانم حکایت توئه😂

میگی غذا نمی خوام الان دوباره نصف نون رو خوردی 🤭

______

نمی دونم طبیعیه من با این انیمیش گریه کنم یا نه.

نت همکاری کنه مدام قطع نشه می ذارم اینجا هم.


برچسب‌ها: شاید موقت
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۴ساعت 20:17 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» همین قدری که انرژی بذاری نتیجه دریافت می کنی...
» گناه داریم ما
» این پست کاملا کنایه می باشد 😂
» اه می کشید سکوت نکنید
» از خودم خجالت کشیدم...
» پادکست رود
» خواب عجیبی که دیدم
» بابایی
» خوابالو شدم
» عطر ماه رمضون

 Design By : Pichak