کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
دیشب دوباره بارون بارید اولش اهسته بود نصف شب شدید شد همراه با رعد و برق! با صدای رعد و برق از خواب پریدم الانم هوا ابریه ابرهای قدیم دارن میرن و ابرهای جدید میان سرجاشون.. رفتم توی حیاط، زنبورا از این فرصت استفاده کردن اومدن روی شکوفه درخت ها وسخت مشغولن یهو یادم اومد چند روز پیش سیر های توی خونه داره جوونه می زنه، منم بردم حیاط کاشتم الان یادم اومد رفتم بینم چقدی جوونه زدن! کم کم از خاک اومدن بالا دونه دونه دنبال بقیه بودم، چشمم افتاد به یه زنبور روی خاک ها از ساقه علف ها رفت بالا انگار می خواست بیاد سطح بالاتر تا پرواز کنه یه قاشق اونجا پیداکردم نگه داشتم جلوش اومد روی قاشق بعد بردم نزدیک شکوفه ها اومد رفت روی گلها عقب تر واستادم دیدم با سر رفت داخل غنچه 😂 انگار گرسنش بود انرژیش کم شده وگرنه بالها و پاهاش سالم بودن. 
| Design By : Pichak |
