کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
در نزدیکی ما برای یه آقایی اتفاق عجبی رخ میده که به اسم داستان گردو مشهور میشه. دیروز یه سرچ کردم ببینم جایی ثبت نشده کههه یه وبلاگ دیدم از همشهری خودمون 😂 تاریخ رو دیدم عه جدیده هنوز زنده اس.. پروف رو دیدم آقاهه علاوه بر اسم و فامیلی شماره تماس و ایمیل هم گذاشته😂 حتی عکس ینی تو تصوراتش هم نمی دید یه روز وبلاگش همشهریش ببینه و بشناسه خخ ترسناک شده یه آشنا بیاد وبتو بخونه 😵💫 همیشه وبلاگ هایی که پست هاشون عددیه برام جالب بود خداییش من یادم نمی مونه پست قبلی عددش چیه اینا چطوری یادشون می مونه؟ یا وبلاگ های چند ساله می نویسن برام جالبه، طرف خاطرات و روزمرگی 4.5 سال قبلش داره.. می تونه گاهی سر بزنه به نوشته های خودش.. به مشکلاتی که فکر می کرد دیگه ازش گذر نمی کنه ولی رد شد به آسونی. قوت قلبه نوشته های خودش برای خودش وب منم یک ساله شده ☺️ می تونم غرو نق ها، اوج فرود ها و رد کردن حال بدی های یه سال قبلمو بخونم. واین خیلی خوبه خیلی.
برچسبها: روزمرگی
| Design By : Pichak |
