کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
با بقیه خانوما جمع شدیم یه کوه بریم دسته جمعی تقریبا 18 نفر حاضری زدن.. خوشحال طور برنامه ریختیم باقالی بیاریم، چای ببریم چای آتیشی درست کنیم، میوه و... از قضا از دیشب اینجا طوفان اومده 😒 بری بیرون خودتم باد می بره چه برسه بری کوه.. فقط پیام های بچه ها 🥹 هیچ وقت نتونستم حکمت رو درک کنم ما که هیچ گناه اون درخت ها چیه؟ اینقدر باد شدید کل برگ ها و شکوفه هاشون کنده شده توی حیاط کوهی از برگ و شکوفه اس دلم براشون می سوزه 😔

برچسبها: روزمرگی نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴ساعت
10:49 توسط لونا 🌙| |
| Design By : Pichak |
