کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
ولی وقتی زمین رسیده به بچه ها این درگیری ها پیش اومده. ولی ما تنها خانواده در طایفه پدری و مادری بودیم که هیچ وقت با همسایه های باغ دعوا نداشتیم وبرای همین خیلی شوکه شدیم! کاملا مشخص عمدی بود وگرنه توی این فصل اتش سوزی بشه با وجود علف های خشک مهارکردنش سخته و راحت به باغ همسایه هم می رفت ولی فقط قسمت زمین ما سوخته! و بعد اتیش خاموش شده. من معتقدم درخت ها زنده اند و اتفاقا سیم اتصالشون به خدا بهتر وصله گاهی به درخت ها آب میدم میگم برام دعا کنین... اون درخت ها که سوختن به خدا میگن کی و چطور آتیش زده.. بزودی اه درخت ها دامن گیر اون شخص خواهد شد...
برچسبها: کارما نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵ساعت
9:56 توسط لونا 🌙| |
| Design By : Pichak |
