کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
معلوم نیس این قرص ها رو از چی ساختن که اینقدررررر تلخ مزه زهر مار میده آب هم میخورم برام تلخ😑 شب روزی که از بیمارستان اومدم تب همچنان باقی بود حتی حس می کردم شدیدتر شده استخون های پاهام چنان درد می کرد که حد نداشت طوری که حس می کردم این تشت زبرِ بالش می ذاشتم زیر پام... شکمم طوری درد می کرد که انگشتم بهش میخورد از درد می مردم خلاصه تا خود صبح از درد می نالیدم میگفتم یا فاطمه زهرا...
برچسبها: صرفا غر نوشته شده در دوشنبه یکم تیر ۱۴۰۵ساعت
19:57 توسط لونا 🌙| |
برچسبها: روزمرگی
ادامه مطلب نوشته شده در دوشنبه یکم تیر ۱۴۰۵ساعت
8:44 توسط لونا 🌙| |
| Design By : Pichak |
