کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

کل فضای مجازی پر شده از لوس بودن فرزند آخر

ولی ما دردمون از بقیه بیشتره

پشت خنده هامون غمی سنگین پنهان شده که قابل دیدن نیست..

راست میگه ما سفیدی موی پدر و مادر دیدیم

ما با هر نگاه به صورت پدرو مادر خودمون هم پیر شدیم

از اینکه نتونستم شادشون کنیم

نتونستیم غمشون رو کم کنیم

قلبم پُر از حرف، پُر از دردی که نمی تونم بگم

نوشتم ولی پاک کردم

کاش خدا چیزایی که با عقل ممکن نیس رو ممکن کنه

کاش تموم بشه خیلی چیزها

آهنگ راغب دوست دارم پاشم از خوابو

تموم شه دردامو

توی مغزم پلی شد..

دلم می خواد مثل قدیم همه دور هم جمع بشیم تا صبح بگیم و بخندیم

ما هر سال اربعین نذری داشتیم صبح ما می پختیم عصر اربعین یکی از فامیل های نزدیکمون

صبح ما می پختیم ظهر تند تند دیگ ها و آبکش ها و.. می شستیم با داداشم اینا دیگ هارو برمی داشتیم پیاده می بردیم خونه فامیلمون دور بود هوا گرم بود اما از ذوق جمع شدن دور هم بدو بدو می رفتیم

خانم ها جمع میشدن دور هم نذری می پختن بعدش چای آتیشی می خوردن

ماهم جمع می شدیم دورهم شلوغ کاری می کردیم

نمی دونم کی صدای خنده هامون شنید که آخرش شداین...

یادآوری خاطرات به گریه انداختم...

کاش از خواب بلند شم تموم شده باشه خیلی چیزها....


برچسب‌ها: شبانه نوشت
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۴ساعت 23:49 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» همین قدری که انرژی بذاری نتیجه دریافت می کنی...
» خواب عجیبی که دیدم
» بابایی
» خوابالو شدم
» عطر ماه رمضون
» دوستم خُل شده
» دمنوشششش
» امیدواری
» بیا بیریم کوه
» سردرد شدید

 Design By : Pichak