کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد
قدیم یکی مریض می شد دخترا و پسرا کل همسایه میومدن عیادت الان تو خونه بمیری هیچ کس متوجه نمیشه همه اعضای خانواده از صبح میرن سرکار... امروز که حالم بد بود رفتم پایین ببینم عروس هست نبودن... باخودم میگم اگه مرده بودم تا ظهر که بقیه میان کسی متوجه نمی شد...
برچسبها: روزمرگی نوشته شده در شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۵ساعت
10:36 توسط لونا 🌙| |
آخرين مطالب
| Design By : Pichak |
