کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

کاش قبلش وایمیستادی تا کسی که در رو باز کرد بیاد مارو صدا کنه

مستقیم دنبال طرف راه افتادی اومدی داخل که چی بشه...

ببین بیفکری تو نزدیک بود جنگ جهانی تو خونه ما راه بیفته...

راستش از نوع رفتار داداش اینا بی زارمممممممم

متنفرم درواقع

رفتار اونا باعث شد یه زمانی شیطانی طور بشم

به معنای واقعی قعر جهنم بودم

جقدررررر درد کشیدم گریه کردم تا اون رفتارها رو عوض کردم.

چقدر روزهای تلخ و جانکاهی بود

اگه من این دردها رو کشیدم بخاطر شماها بود

کاش میفهمیدن...


برچسب‌ها: صرفا غر
نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۴۰۵ساعت 15:49 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» جای خوبی بشه
» هوا یه جوری خنک که حس  زمستون داره
» چرا خوابم نمی بره
» چرا منو نمی فهمه
» هست اما برات ارزشی نداره
» سال قبل این شب ها
» الان که میخوام بنویسم
» بنظرتون چراااا؟؟
» تو این بی اعصابی یه خبر خوبم دیدم
» اگه می خوای صبر رو یاد بگیری

 Design By : Pichak