کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

پارسال این شب ها حرم بودیم...

روز اخر بالای پله های ورودی وقتی فیلم می گرفتم که نذاشتن

تو دلم بهش گفتم قرارمون سال دیگه جشن تولدم

( تولد شناسنامه ایم نمیگما یه بنده خدایی میگفت هرروزی که تلاش کنی از یه بدی دور بشی تولد توئه)

منم باهاش عهد بستم یه بدی خیلی بد رو از بین ببرم..

هعی چقدر دلم میخواست باشم حرم یواشکی بهش بگم دیدی شد؟

دیدی بد نبودم؟

من فقط بلد نبودم چطوری اون بدی از خودم دور کنم.

الانم کمکم کن تا ابد دیگه بد نشم.

این تنها آرزوی دلی برای خودم 🥹


برچسب‌ها: شاید موقت
نوشته شده در جمعه نهم مرداد ۱۴۰۵ساعت 23:32 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» جای خوبی بشه
» پیدا شد 🥹
» درود بر هوش مصنوعی
» لنگان لنگان
» هوا یه جوری خنک که حس  زمستون داره
» چرا خوابم نمی بره
» چرا منو نمی فهمه
» هست اما برات ارزشی نداره
» سال قبل این شب ها
» الان که میخوام بنویسم

 Design By : Pichak