کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

توی حیاط نشستم...

گنجیشک ها مستانه جیک جیک می کنن

گاهی دسته ای باهم پرواز می کنن میرن روی یه درخت میشینن...

عطر خوش رب کل محله رو گرفته

نمی دونم کدوم یکی از همسایه ها مشغول پخت رب

خونگیه...

اینقدر بوی رب خوبههه که دلم می خواد برم در بزنم

یه قاشق رب بگیرم ازشون 😂


برچسب‌ها: روزمرگی
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۴۰۵ساعت 19:3 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» جای خوبی بشه
» اینقدر مهربونم که
» مامان جیق نزن فقط باید بدودی
» قطعی برق
» حرف حساب
» فکر کنم من فراتر از حد تصور بقیه حساسم!
» چقدر خوب حسش می کنم
» یه دونه کتاب
» هوش مصنوعی
» برای مغز های پوسیده

 Design By : Pichak