کودکی در من آهنگ امیدواری می نوازد

از وقتی خبر شهید شدن سرباز های بیگناه رو شنیدم حالم

یه جوریه...

من خودم دوتا داداش دارم سربازی رفتنشون رو دیدم

دلتگی و چشم انتظاری رو چشیدم

اشک های مادرم بعد از هربار غذا خوردن دیدم همش میگفت ینی الان بچم ناهار چی میخوره و...

الان خودمو می ذارم جای خواهر سرباز...

قبلم میگیره...

تاکی میخوان مادرها رو داغ دار کنن

خواهرا رو عزا دار...

دس بردارین دیگه هنوزم نفهمیدین، اون خر کله زرد دشمن..

سه بار توی قرار داد حمله کرد..

ناو دنا رو گفت واسع تفریح زدم

بچه های میناب گفت خطا بوده

احمق تر از اونایی که عمو ترامپ بی بی جون، چاه زاده میگن

اونایی که میگن زرشکیان افتخا تبریز...

افتخار نهههه مایه ننگ ایران و ایرانی

تف بر ذات کثیفش

ولعنت بر اون 16 میلیون

​​


برچسب‌ها: روزمرگی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۵ساعت 14:15 توسط لونا 🌙| |


آخرين مطالب
» جای خوبی بشه
» یادت می اید؟
» یهویی یاد یه وبلاگ نویس افتادم
» اگه دلتون می خواد حال دلتون خوب بشه
» لال تا ابد
» آیا باور کنیم؟
» اینقدر مهربونم که
» مامان جیق نزن فقط باید بدودی
» قطعی برق
» حرف حساب

 Design By : Pichak